عظيم عظيم پور

125

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

انتخاب خليفه از بين خودشان ، كار خود را شروع كنند . . . همان‌گونه كه على ( ع ) از مكتب انسان‌ساز نبى اكرم ( ص ) آموخته بود ، آن چيزى كه بيشتر از هر چيز ديگرى برايش اهمّيت داشت ، حفظ كيان اسلام و ايجاد وحدت بين امّت اسلام بود كه رسول خدا ( ص ) زندگى و عمر شريفش را صرف آن نموده بود . امام ( ع ) همان‌گونه كه در مدت خلافت اولى و دومى براى حفظ اسلام سكوتى تلخ‌اختيار كرده بود . در اينجا نيز براى وحدت امّت اسلام در اين شورا شركت مىكند و در هر فراز و نشيبى با آنها همراهى مىكند ، اگر نه ، مقام و منزلت والاى على كجا و شأن آنان كجا ! نكته بسيار مهم كه به عنوان يك واقعيت تاريخى انكارناپذير در بسيارى از كتاب‌هاى سيره و تاريخ آمده است و ابن ابىالحديد آن را در شرح خود آورده است ، اين است كه آنها دراين شورا از على ( ع ) خواستند ، امر خلافت را قبول كند به شرط اينكه هم به كتاب خدا و سنت رسول خدا ( ص ) عمل كند و هم شيوه شيخين را در امور خود ملاك عمل قرار بدهد ، امّا على ( ع ) كه در تمام شؤون زندگى براساس قرآن و سنت پيامبر ( ص ) عمل مىكرد و هر رأى ديگرى را كه مخالف آن دو مىديد ، زير پا مىگذاشت . اين پيشنهاد را قبول نكرد و از بزرگترين حق مسلّم خويش بخاطر همين صداقت و راستى محروم ماند . و گرنه على ( ع ) مىتوانست براى مصلحت پيشنهاد را بپذيرد امّا در عمل آنچه خلاف قرآن و سنت است كنار بگذارد . ولى چنين نكرد و براى پايبندى به اعتقاد راسخش از خلافت ظاهرى منع شد و دگر بار سكوتى جانكاه و تلخ امّا سازنده و منطقى را پيش گرفت . اگر على مىخواست دست به شمشير ببرد و در مقابل اين جريان قيام كند ، برايش خيلى راحت بود و اگر در اين راه خود و فرزندانش به شهادت مىرسيدند ، به آرزوى قلبى خود رسيده بود زيرا او عاشق شهادت بود . عشق او به شهادت از علاقه كودك به پستان مادر بيشتر بود . به يقين صبر و سكوت على ( ع ) در برابر اين جريان براى خودش خيلى سخت‌تر و طاقت‌فرساتر از شهادت بود . امّا آنچه براى على ( ع ) مهم‌بود ، حفظ اسلام و هدايت امّت بود . واو در مدت اين 23 يا 24 سال ، بارها از عملكرد آنها انتقاد مىكرد ، آنها را راهنمايى مىفرمود و در هر فرصت مناسبى در دفاع از حقانيت و